جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

701

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

طغيان شيخ عبيد اللّه - در سال 1888 اغتشاش مهيب ، ولى گذران از ناحيهء كردها در ايران اتفاق افتاد كه هم دال بر زور و نيروى آنها و هم حاكى از ضعف سازمانى ايشان بود . يكى از سركرده‌ها به نام شيخ عبيد اللّه كه پدرش شيخ طاهر از لحاظ حدت تعصب شهرت محلى داشت از قريهء كوهستانى جنوب وان در كردستان عثمانى قيام نمود . در آنجا رياست قبيلهء كوچك اورامان با او بود و آوازهء تقدس و كاردانى او همه‌جا را گرفته بود ، به حدى كه رفته‌رفته وى را رهبر قوم كرد مىنگريستند . وى كم‌وبيش سبك و بساط سلطنت راه انداخت و روزانه در ديوانخانهء خود از 500 تا 1000 نفر پذيرائى مىكرد و در اداره كردن امور با قدرت و هيبت رفتار مىنمود و در واقع شهريار كوچكى در ميان كردها بشمار مى رفت و ترديدى نيست كه او خواب كردستان مستقل مىديد تا بدان‌وسيله بر ضد جماعت شيعهء ايران قيام كند و اگر در اجراى خيالات خود كامياب گردد امكان آشفتگى سخت در ميان خواهد بود و شكى نيست كه تركها كه او از اتباع آن دولت بوده ابتدا با پوزخند ناظر حركاتش بودند ، نه از آن جهت كه نسبت به ايران قصد و غرضى داشتند ، بلكه برقرارى اميرنشين مستقل كرد را آغاز مساعد و مانع تحريكات ارامنه تلقى مىنمودند . شيخ عبيد اللّه كه از اين آثار و علامات جرأتى يافته بود بعد از يورش‌هائى پىدرپى به فرماندهى چند هزار نفر داخل خاك ايران شد و پسرش عبد القادر شهر ساوجبلاغ را تصرف كرد و راه مراغه را پيش گرفت كه ايرانيها با شتاب عادى از آنجا فرار كردند . كردهاى فاتح سه هزار تن را در مياندوآب كشتار كردند و به زودى لشكر كرد كه بعضى از ايلات هم بين راه به آن پيوسته بودند تا دروازهء اروميه پيش رفتند . اين شهر كه تا ده روز مقاومت نمود نجات خود را بيشتر مرهون مذاكرهء دكتر كوچران « 1 » از سران هيئت مذهبى امريكا بود كه با شيخ روابط دوستانه داشت ، ضمنا ترس و هراس تهران را فراگرفت و تلگراف به هر طرف مخابره شد و لشكرى شامل 20000 نفر با چند عراده توپ به ميدان جنگ رو نهادند .

--> ( 1 ) - Cochrane